آغاز شک(دو)

«به نام مبدأ آفرینش»


یادم می آید یک شب، دیوانه وار «اسلام شناسی» دکتر شریعتی را باز کردم و شروع به خواندن کردم تا شاید جواب سوال هایم را آن جا پیدا کنم...اما ابهامات من برمی گشت به قبل از اسلام...به قبل از خلقت آدم...و حتی قبل از خدا!

جز فکر کردن و خرج کردن اندک معلومات فلسفی که اندوخته بودم راهی به ذهنم نمی رسید...

شدیداً به صحبت کردن با کسی نیاز داشتم...دوستی،استادی، دانشجوی فسلفه ای...کسی که بتواند به سمت جوابی یا سوالی مبنایی تر حتی، هدایتم کند...که دیگر از طرح سوال نمی ترسیدم. 

صدای تلفنم به صدا درآمد...هنوز به سمتش برنگشته بین صدها مخاطبی که می توانست مبداء این تماس باشد ذهنم قفل شد روی چهره ی دوستی و در دل گفتم کاش او باشد...که هم بی خرده شیشه است و هم بی حساب حرف نمی زند و هم اهل مطالعه است و این «هم» ها ادامه داشت تا رسیدم به این که «هم متاهل است و سرش شلوغ،پس او نمی تواند باشد...»

اما بود...خودش بود...خودش بود و بی مقدمه گفت: « ببین من وسط خیابونم! خانواده امشب نیستن، منم خواستم با یه نفر قرار بذارم و قدمی بزنیم و صحبتی و شامی... داشتم فکر می کردم به کی زنگ بزنم که تابلوی یه مغازه ی لاستیک فروشی به چشمم خورد...فامیل شما روش نوشته شده بود!.......میای؟»

با لبخندی غریب گفتم: «...میام!»

و رفتم...«دنیای سوفی» را هم با خودم بردم.

و گفتیم....و خندیدیم....و شک ام را بازگو کردم...و استقبال کرد... و باز هم حرف زدیم...و خیلی آرام شده بودم اما...

داستان به این جا ختم نشد.

ساعت حدودا از 12 گذشته بود و نیمه شب به حساب می آمد و ما هم چنان گرم صحبت بودیم در مورد کتاب و فلسفه و دین، این بار اما در ماشین...

گفت:«نگه دار تا یه کم روی اون نیمکت ها توی پارک بشینیم»

نگه داشتم و دنبالش به راه افتادم که گفت:«کتاب رو هم بیار!»

ساعت شاید 12:30 بعد از نیمه شب بود و ما روی نیمکتی گرم گفت و گو...که جوانی 26 یا 27 ساله از مقابل مان رد شد...اول نیم نگاهی کرد و بعد به سمت ما آمد و پرسید:«عذر می خوام این چه کتابیه؟!»

من با تعجب نگاهش کردم و گفتم: «دنیای سوفی!»

پسر ناشناس گفت :«دو بار تا حالا این کتاب رو خوندم، واقعا بی نظیره»  

و در مقابل دیدگان متحیر من که به چشمانش دوخته شده بودند با لبخند ادامه داد: «من دانشجوی فلسفه هستم،توی دانشگاه تبریز!»

با بهت تبریز را زیر لب هجی کردم: «تب ریز»

راستش عجیب ذوق کرده بودم...ذوقی توأم با تحیر....و در حالی که وانمود می کردم دارم به حرف های شان گوش می دهم به این فکر می کردم که از این جا تا تبریز چقدر راه است؟

فیلسوف جوان نشست کنار ما و یک ساعتی با هم گپ زدیم...سربسته از شک ها برایش گفتم و گفت: «نترس...این شک ها بد نیست، این شک ها هُلِت می ده...وادارت می کنه بری سراغ جواب سوال هات»

و من شاید دنبال همین یک جمله بودم... .

...

همان چند لحظه ی کوتاه بین خداحافظی با فیلسوف جوان تا رسیدن به ماشین کافی بود تا اتفاقات آن روز را در ذهن مرور کنم.

از تنها شدن آن شبِ یک دوست گرفته تا دیدن نام فامیلی من روی تابلوی یک مغازه آن هم درست لحظه ای که به دنبال هم صحبتی می گردد، تا تاکیدش موقع رفتن به سمت نیمکت که «کتاب رو هم بیار» ، تا این طرف و آن طرف شدن کتاب در دستان من هنگام صحبت، تا قدم زدن های شبانه ی یک دانشجوی فلسفه که دوبار این کتاب را خوانده در همان ساعت از شبانه روز و در همان مسیری که ما نشسته ایم، تا دیدن کتاب در دست من، تا گفتن حرف هایی که شاید تا به حال جایی فرصت مطرح کردن شان به هیچ کدام شان دست نداده بوده، تا...تا....تا... .


به برگ درخت ها خیره شدم...

سخت بود باورِ این که تمام این رخدادها تصادفی بوده و از روی اتفاق... !


اما این هم پایان داستان نبود.


ادامه دارد...


پ.ن: دیشب ویدیویی به دستم رسید یا شاید رسانده شد!
صحبت های عجیبی ست از سرکار خانم "لزلی هزلتون" نویسنده و متفکر یهودی
خالی از لطف نیست دیدنش...
ببینیم
۲۲:۲۴
ماریا
۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۲:۲۸
:) شک لازمه ی یقینه

پاسخ :

خانم هزلتون هم همینو میگه...


+ مزاح نوشت: ما تا یقین داشتیم این جا مخاطب نداشت، تا شک کردیم از سرویس های مختلف ارائه دهنده خدمات وبلاگی مشتری داریم :))
کوثر بلاگ رو تا الان ندیده بودم.

ممنونم از حضورتون
آقای بیدل
۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۳:۱۲
فلسفه در حد صفرم !

پاسخ :

اگه دونستن مفاهیمی مثل جوهر و علت العلل و دور و تسلسل و ... اطلاعات به حساب میاد من اطلاعات دارم:)
آقای بیدل
۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۳:۱۸
خدارو شکر ک به این مفاهیم نیازی پیدا نکردم تا حالا جز بعضیاشون ک قابل فهمن ...

پاسخ :

الحمدلله...اصن تو سفر هم به کارت نمیومد، بار اضافه می شد :)

خوش بگذره، سوغاتی هم اوردی اوردی :دی
آقای بیدل
۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۳:۲۲
بار ک چ عرض کنم ! مث اینه که با ترمز دستی گاز بدی :|

پاسخ :

 :)
فرشته ...
۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۳:۵۰
این دوره‌‌ای که شما گذروندید رو منم گذروندم، تقریبا۳،۲ سال پیش ولی خب من و شما یه تفاوت اساسی داشتیم، من از یه جایی دیگه خسته شدم، ذهنم که می‌رفت سراغش دعواش میکردم چون درونم‌ نااروم می‌شد، از اینکه هر دقیقه سئوال بپرسم و خسته شدن ادم‌های اطرافم رو هم ببینم عصبانیم میشدم، دیگه یه جایی بریدم و تصمیم گرفتم ارومتر زندگی کنم، کمتر برم سمت مسائلی که ارامشم‌رو میگیره،مسائلی که هر چی‌ میرم و راجع‌بهشون میخونم قانع نمیشم، مثل یه کلاف سردرگم گم شده بودم، دوستام توصیه کردن یه مدت فاصله بگیرم تا به ارامش برسم، خیلی اذیت می‌شدم و سئوالاتی که جواب‌هاشون قانعم نمیکرد خیلی زجرم‌ میداد و برام شده بود بحران، و اخرش سر کلاف رو ول کردم. الان خیلی وقته نرفتم سراغش، هر چند هنوزم ناارومم،خیلی وقته دیگه ارامش درست و حسابی ندارم :)

پاسخ :

خب...اصلا رفتید که آروم بشید
و باز رهاش کردید که آروم بشید

و الان همچنان ناآرومید...!

نتیجه می گیریم اگه مسیر رو ادامه می دادید شاید به آرامش و جواب هاتون می رسیدید و...به یقین!

قطعا اول راه به کسی نمی دن همه ی جواب ها رو...

حداقل اگه آروم نشده بودید الان فیلسوف شده بودید :)
فرشته ...
۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۳:۵۱
راستی من انگلیسیم خیلی بده، اصلا نفهمیدم کلیپ چی میگه:|

پاسخ :

عه...زیر نویس داره که!

زیرنویس فارسیش رو فعال کنید.
فرشته ...
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۱
یکی، دوتا سئوال داشتم که خودش دامنه‌ی سئوالات گسترده‌تری بود،خیلی دنبال جواب اونها رفتم، پرسیدم،خوندم، بحث کردم، ولی نتیجه‌ای نداشت، قانع نمی‌شدم‌ و همش احساس میکردم این جواب نیست، که اینها یه مشت حرف‌های تحریف شده است که حقیقت‌ و جواب نمی‌تونه این باشه، و الان که می‌نویسم یادم میاد که چقدر اذیت شدم.
کاش می‌شد دل از همه چیز ببرم و ذهنم رو خالی کنم، چقدر از این سئوالات و چالش‌های ذهنی که به بطن زندگیم میرسه خسته‌ام.

پاسخ :

اصلا به نظرم خستگی الان تون بر می گرده به همون سوال هایی که اون روزا محکومشون کردید و به زدید توی سرشون که صداتون درنیاد...شاید!

و بی قراری روح...شاید به همون سوالایی بر می گرده که جواب مناسب شون رو پیدا نکردید...

بسم الله...
فرشته ...
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۲
عه ندیدم، فردا پس‌می‌بینمش:)
ممنون:)

پاسخ :

مگه مطمئنیم فردایی هم هست
و ما هم هستیم؟

خواهش می کنم
بزرگوارید
فرشته ...
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۰:۳۴
خب راه دیگه‌ای هم نبود، خیلی ازارم می‌داد و جوابی هم براشون پیدا نمیکردم،دیگه وضعیتم جوری بود که دوری چند ماهه رو بهم توصیه میکردن تا به ارامش برگردم، راستش الان هم دیگه دلم نمیخواد دوباره خودم رو درگیرشون کنم، حتی فکر اون مشغولیت‌ها هم ازارم میده ولی خب میدونم یه روزی اخرش بازم باید برم سراغشون، باید حل بشن اخر،یا کلا می‌برم یا به جواب میرسم، دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره:)

پاسخ :

نصیب از عمرِ دنیا نقدِ وقت است
مباش ای هوشمند از بی نصیبان

سعدیِ جان
فرشته ...
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۰:۳۵
فکر کنم باشه، دنیایِ خدا هنوز خیلی به من بدهکاره ... :)

پاسخ :

پس نه دنیا رو شناختیم نه خدا رو :)
فرشته ...
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۰:۴۱
اتفاقا چون تا حدودی شناختمش اینو میگم... :)

پاسخ :

قول دادی که سال آینده...با بهاری دوباره می آیی

سال آینده ما اگر باشیم...سال آینده ای اگر باشد

#مبین اردستانی
رزمنده ..
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۳:۴۱
سلام مومن. جزاکم الله خیرا


از اون روزی که گفتی شک کردم و در مرحله ابتدائی ام داشتم بهت فکر می کردم..ولی یادم نمیومد کدوم وبلاگ رفته ام خوندم طرف شک کرده(لبخند)

آدمی که حافظه نداشته باشه همینه دیگه(لبخند)

عرض کنم که کتاب نهج البلاغه ترجمه جواد فاضل را توصیه می کنم بخونی...چون ترجمه خیلی روانی داره...بقیه ترجمه ها یه کم سنگینه اما این ترجمه خیلی خوبیه...
در مورد انسان و خلقتش و چه و چه همه را به زیبائی توضیح داده...




عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی

پاسخ :

سلام علیکم برادر

ممنونم

ان شاءالله برسیم به مرحله ی نهج البلاغه خوانی،بر روی چشم

باز هم ممنون
رزمنده ..
۲۵ مرداد ۹۷ , ۰۴:۰۱
جسارته اما به نظرم نهج البلاغه را بخونی خیلی بهتره چون کتابی که نویسندگان دیگه می نویسند چه بسا خطاهائی هم داشته باشه...

حالا نمونه ش را عرض می کنم...

اولش می خواستم بگم قرآن بخون بعد دیدم شاید نهج البلاغه چون از زبان انسانه، شاید درکش راحتتر باشه...ضمن اینکه کلام درستی هم هست...

در مورد کتابهای دیگه، به طور مثال یه کتابی هست بنام "ملت عشق" در مورد داستان مولانا و شمس تبریزیه...
نویسنده ش "الیف شافاک" و ترجمه "ارسلان فصیحی"
خود این ترجمه هم خیلی زیبا بود و کتابیه که تو را شدیدا به فکر وادار می کنه اما وقتی یه کم فاصله عمیق میشی می بینی خیلی اشکالات بهش وارده که در حین خوندن، اونقدر مسحور میشی که متوجه خطا نیستی...

حالا تصور کن یه نفر که هیچ پیش زمینه ای هم از دین نداره این کتاب را بخونه...نتیجه چی میشه؟ نتیجه این میشه که دین را با همه اون خطاهاش می پذیره...

قصدم اساعه ادب نیست ها...کلی عرض می کنم...
بنابراین به نظرم نهج البلاغه را بخونی بهتره...

یا علی

پاسخ :

نه خب بعضی علما به برخی موارد مطرح شده توی نهج البلاغه هم خدشه کردند...
به اضافه ی این که نهج البلاغه با پیش فرضه و دیدگاه یک مسلمان رو بیان می کنه!
من قبل تر از این حرف ها در حال سیر کردن هستم...
ضرورت حضور دین برای سعادت انسان...اگر ثابت شد تازه می رسیم به این که کدوم دین؟! 
و اون وقت هم برای مقایسه ی ادیان باید رفت سراغ سرچشمه ها...و کلام خدا اگر قرار بود غیر قابل درک باشه که قرآن همان به درد روی طاقچه می خورد جسارتا! :)


+و صحبت های مربوط به خدا شناسی که توی نهج البلاغه مطرح شده رو بعضا خوندم و استفاده کردم اتفاقا
 

ملت عشق رو هم دارم....اما به نظرم جزو اولویت های خیلی دورم به حساب بیاد
الان دنیای سوفی در دست خوانشه...ترجمه ی مهرداد بازیاری


ملتمس دعای عاقبت به خیری شما هستم برادر جان و بی نهایت سپاسگزار لطفتونم

صـــا لــحـــه
۲۵ مرداد ۹۷ , ۱۲:۵۴
خیلی برام عجیبه‌... یعنی شما از این ویدئو خوشتون اومد؟
این خانم داره اسلامیِ شیعیِ و انقلابی رو محکوم می‌کنه و پیامبر رو هرجور که خودش می‌خواد تفسیر می‌کنه و از صلحِ بینِ فلسطینیان و یهودیانِ غاصب(در شرایطی که زمین‌های اشغالی برای یهودیان باقی بمونه ) دفاع میکنه و ما ایرانی ها رو تروریست به حساب میاره!
واقعا تعجب می کنم!!!
تفسیرش از وحی و رفتارهای پیامبر هم کاملا غربی و یه جاهایی دروغ محض بود!

پاسخ :

نه قطعا تایید نکردم حرفاش رو...مخصوصا حرف های سیاسیش رو
صرفا مد نظرم نقطه نظرش در مورد شک بود و رابطه ی شک با ایمان.

+البته برداشت من از مسلمان افراطی بیشتر سعودی ها اومدن و گروه های تروریستی که توی غرب توسط وهابی ها به وجود اومده...چون نگاه مردم غرب به اسلام برعکس نظر ما با تصاویری از تروریست های بمب گذار شروع میشه
لوسی می
۲۵ مرداد ۹۷ , ۱۳:۲۳
همه ش اتفاقی بوده! شک نکنین. :)

پاسخ :

باز هم از این اتفاقای کاملا اتفاقی به وجود اومده :)
صـــا لــحـــه
۲۵ مرداد ۹۷ , ۱۸:۳۲
fundamentalistها منظور ایرانی‌ها هستند. اگر دوباره گوش بدید متوجه میشید... 

پاسخ :

حقیقتا از دو بار گذشته...بیش از چهار بار شاید گوش دادم
به نظرم اول ما باید fundamental رو توی تعبیر اون ها بررسی کنیم تا به معناش برسیم نه تعبیر خودمون
اولین معنایی که به ذهنم رسید برای fundamentalist، متحجر و واپس گرا بود (البته در ظرف مذهبی و فرهنگی نه سیاسی)
توی دیکشنری هم بررسی کردم به مترادف هایی مثل standpat برخوردم که به معنای شخص مخالف تغییره!

تعبیر جالبی هم از رهبری پیدا کردم:
"در مفهوم فرهنگی بنیادگرایی، تعصب و تحجر و جمود است. بعضی از ماها خیال میکنند بنیادگرایی یعنی پایبندی به اصول... او که میگوید بنیادگرا یعنی متحجر یعنی متعصب، یعنی هیچی ندان، که این کلمه و این واژه در فرهنگ متفاهم غرب معنایش این است."
جریان شناسی سیاسی ایران معاصر، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، مولف.دکتر آیت‌الله مظفری، صفحه ی 33، چاپ 1388

+و شما مسیری رو که این خانم باز می کنن و حرف شون رو در اون مسیر پیش می برن نگاه کنید:

 We've allowed Judaism to be claimed by violently messianic West Bank settlers
ما اجازه دادیم تا آیین یهود توسط مهاجران(استعمارگران) ناجی کرانه ی باختری،با خشونت مصادره شود!

Christianity by homophobic hypocrites
مسیحیت توسط منافقان همجنس گرا (که در کلیپ به اشتباه و احتمالا سهواً "ضد همجنس گرا" ترجمه شده! البته اگر من درست ترجمه کرده باشم!) و متعصبان ضد حقوق زن مصادره شود

Islam by suicide bombers
و اسلام توسط بمب گذاران انتحاری

*و این بر می گرده به همون تصویر اولیه ای که از مسلمان در ذهن بسیاری از غربی ها شکل گرفته و در ذهن ما نیست! 


+البته باز هم منکر این نمیشم که ممکنه منظور نظر ایشون ایران هم باشه! که اگر هم باشه، صرفا یک نظره، و نه تعصب و غرض ورزی در دفاع از اسرائیل
ما که خودمون می دونیم جنگ افروز و متحجر نیستیم! 
و غربال بلدیم...
 حرف های خوب ایشون رو یاد می گیریم...بدی ها رو هم رد می کنیم، محکم هم رد می کنیم.

من قطعا به نظر شما همچنان احترام می ذارم...و ممنونم

+نظر سایر دوستان رو هم مشتاقانه پذیراییم :)

راستی این هم یه ویدیوی دیگه از ایشونه اگر دوست داشتید ببینید، در مورد قرآن:
https://www.ted.com/talks/lesley_hazelton_on_reading_the_koran 

لوسی می
۲۵ مرداد ۹۷ , ۲۲:۰۹
حرفهاش کاملا آزاد اندیشانه بود و معلوم بود در مورد اسلام مطالعه کرده. نمیدونم مقاصد سیاسی خاصی داشت یا نه اما کلیت حرفهاش درست بود.. اگر چیزهایی که گفت در مورد یهودی های بنیادگرای افراطی مثل صهیونیستها هم نظرش همین باشه، نظرش درست و دلنشین بود.

پاسخ :

بله موافقم...
فکر می کنم در مورد یهودی ها هم چنین حرفی می زنه
هم چنین مسیحی ها
به ترجمه ای که توی دیدگاه خانم +صالحه گذاشتم یه نگاهی بندازید

ممنونم
لوسی می
۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۰:۱۱
بله بله یادم اومد. منم گفتم منظورش همجنس گرا بوده و اشتباه ترجمه شده ولی این زیاد مهم نیست(هست ولی نه زیاد!) 
منم همین برداشت شما رو داشتم. خوشم اومد ازش و یه کلیپ دیگه هم ازش دیدم. از اونم خوشم اومد در مورد قرآن بود. باید برم تو کار تماشای تدهاش. انصافا حرفهاش در مورد حس پیامبر و حس شک خیلی قابل تامل بود..

پاسخ :

مهم هست چون کلا تعجب کردم وقتی دیدم از همجنس گراها حمایت می کنه! ولی احتمال می دم بدون قصد بوده اشتباه ترجمه.

متاسفانه دیگه تِد نداره! همین دو تاست ظاهرا!

و نکته می دونید کجاست؟ این که تقریبا هیچ مسلمانی این نگاه مقدس به شک رو به من منتقل کرد در خلال این حوادث...این که می گفتم تا شک نباشه یقینی نمیاد رو از زبون هیچ کس نشنیدم تا امروز و از زبون ایشون!
the doubt is essential to faith

و این که ما همیشه سعی داریم پیامبر رو در بالاترین سطح و بدون ذره ای ترس و فکر از شکست نشون بدیم در حالی که این تصویر نه تنها خود ما رو ممکنه ناامید کنه در ترس ها و شک هامون که غربی ها رو هم در مواجهه با شخصیت پیامبر پس خواهد زد(طبق گفته ی خود ایشون)!
پیامبر رو واقعی نشون ندادیم...
با "یا ایها المدثر، قم فأنذر" نشون ندادیم...
لوسی می
۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۳
نمیدونستم ولی الان فهمیدم همونه! :دی
این دومی که در مورد قرآن بود خیلی خیلی جالبه! درسته که خنده ی حضار حس تمسخر رو گاهی بهم میداد اما حرفهاش عالی بود.. عاشق اون بخشی شدم که گفت کسی جز خدا مفهوم اون کلمات رو نمیدونه.. و اون قسمتی که گفت عربی زبانی مسحور کننده ست و توضیحات جانبیش... در یک کلام: عالی بود و ممنون بابت معرفیش.


+یه کلیپ دیگه هم دیدم، وضعیت مسلمانان در آمریکا. که یه دختر محجب حرف میزد. نگاهم رو به آمریکایی ها عوض کرد چقدر با شعورن آخه! غیر قابل باور. :)

پاسخ :

خواهش می کنم
اما یادتون نره برید دنبال شک تون
قطعا اگر ما رسیدیم به اون مرحله ی مهدویت شما خیلی کمک کننده خواهید بود ان شاءالله
اون کلیپ دوم رو لینکش رو توی پست نذاشتم چون احتمالا مسلمون نیستم هنوز (هرچند "یک مسلمان" درونم بیخیال این حرفاست و داره فعالیت می کنه)  :)

+میشه کلیپ هایی که می بینید رو تنها نبینید؟ 
زکات کلیپ لینک آن است! سپاس :دی
لوسی می
۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۰:۲۵
آره دقیقا. بحثش در مورد حس پیامبر عالی بود...اینکه تو همین قرآن بارها گفته کم نیار، ادامه بده، فاستقم!

البته اون جمله ی شک و یقین هم قابل بحثه. این فقط نظر ایشونه لزوما درست نیست. باید بهش فکر کنم. نمیتونم بگم قطعا درست گفته یا کامل موافقم. 
ولی تعبیرش رو خیلی دوست داشتم.

پاسخ :

و این که یه برگه یادداشت هم جلوش نیست و مِنُ و من هم نمی کنه! :))

ممنونم
صـــا لــحـــه
۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۰:۳۳
اما بعد از انقلاب، غربی‌ها به پیروانِ اسلامِ خمینی لقب فاندامنتالیست دادند. مخصوصا بعد از تسخیر لانه جاسوسی

پاسخ :

نمی دونم والا! 
رهبری که نظر دیگه ای داشتن در خصوص فاندامنتالیست
و صحبت های این خانم هم اونقدرررر کلی بود که بعید می دونم به لانه ی جاسوسی و پیروان مکتب خمینی ربطی پیدا کنه...
شاید هم بکنه! 
الله یعلم!
لوسی می
۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۰:۳۸
https://www.ted.com/talks/dalia_mogahed_what_do_you_think_when_you_look_at_me/up-next#t-883509

این اون لینکه. مثل لینکهای شما جذاب نیست ولی نگاهم به امریکاییها رو دستخوش تغییر کرد!

بی ربطه و یهو به ذهنم اومد که آیا اینکه می فرماید: و اعبد ربک حتی یاتیک "الیقین" اینکه مرگ رو با یقین بیان کرده معنای خاصی داره؟
مرگ و یقین! قابل تامله نه؟ :)

پاسخ :

ممنونم بابت لینک

چقدر جالب بود آیه...امان از خدای به ذهن رسیدن های اتفاقی!
جدیدا خیلی از بعضی ترجمه ها بیزار شدم...کاملا سلیقه و تفکر خودشون رو وارد قرآن کردن، مثلا گفته ناس...نوشته شما مردم (عرب)...خب خدا اگه می خواست خودش بلد بود بگه شما مردم عرب!
این جا هم خدا گفته یقین...ترجمه کردن تا یقین (هنگام مرگ) تو را فرا رسد! 
قشنگی قرآن به تاویل پذیر بودنشه که هر کس برداشت خودش رو داشته باشه و به چیزای جدید برسه.
من الان جواب قطعی نمی تونم بدم باید تفاسیر مختلف رو بخونم بعد می گم خدمتتون ان شاءالله

اما چیزی که الان به ذهنم می رسه اینه و این برداشت شخصی منه و می تونه در ذهن شما اشتباه باشه ها
آیات قبلش رو نگاه کنید 
از کسانی صحبت می کنه که همش موج منفی می فرستن توی جامعه که نمیشه و شما شکست می خورید و نمی تونید و .... پیامبر رو طعنه می زدن و مسخره می کردن
میگه: و لقد نعلمُ انک یضیق صدرک بما یقولون
ما می دونیم که دلت از اونچه اونا می گن میگیره، تنگ میشه (به تعبیر امروز من، شاید ذره ای شک به دلت راه پیدا می کنه)
واعبد ربک حتی یاتیک الیقین
میگه تو در راه پرستش خدا مستحکم بمون تا یقین حاصل کنی نسبت به بر حق بودن وعده های خدا...حرفی از مرگ نمی بینم واقعا این جا
البته برداشت اولیه بودا...شاید درست نباشه...شاید!

+یه نکته ی جالب تر..باز هم شخصیت پیامبر رو ببینید...خدا میگه می دونم دلت می گیره، تنگ میشه، ممکنه بشکنه
حالا به بعضی افراد این رو بگی میگن نه پیامبر که اینطوری نمی شده! این جا منظورش اینه که......! :)

لوسی می
۲۶ مرداد ۹۷ , ۰۱:۰۴
منم همیشه تصور شما رو از یقین در این آیه داشتم اما نتیجه مطالعاتم از تفاسیر اینو نمیگه و تفاسیر همون مرگ رو میگن. حالا در هر حال!
بله همینایی که گقتین منظورم بود و یه عالمه چیزای دیگه^_^

شما که اتفاقی بودنِ یه سری تسلسلات وقایع رو نمی تونین هضم کنین چطوری در مورد وجود خدا و دین به شک رسیدین آخه؟ :/

پاسخ :

باز همون تفاسیر هم تهش نظر شخصی فردی متخصصه که با تامل به یک نتیجه رسیده و دیگری به نتیجه ای دیگه! اصل خود قرآنه قطعا! 
اما ان شاءالله تفاسیر رو مطالعه می کنم..چون جالب شد برام

+می تونستم هضم کنم...و اتفاقی قلمدادشون کردم...این "خدای اتفاقات تصادفی" حرف امروزمه...

چقدر حرفای این خانم مسلمان خوبه...و ایشون هم شک کرده تا به یقین رسیده :)
عالیه...ممنونم
صـــا لــحـــه
۲۶ مرداد ۹۷ , ۱۰:۰۰
نه... منظورم اینه که این واژه از یه زمانی به بعد معنایِ دیگه ای پیدا کرده و بر ایرانی‌ها اطلاق میشه.

و من واقعا حس نکردم که این خانم آدمِ غرض‌ورزی نیست. کسی که اسلام رو درست مطالعه کنه حداقل این نظراتِ سیاسیِ خاص در مورد منطقه خاورمیانه رو پیدا نمی‌کنه. مثلا رنه گنون درمورد اسلام مطالعه میکنه و مسلمون میشه! و دانشمندانِ دیگری...
لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود و النصاری
و این مساله به بنیاد های فکری و عقیدتی‌شون بر‌میگرده

پاسخ :

شاید...اما قطعا قرار نیست همه ی کسانی که به مطالعه ی اسلام می پردازن مسلمون بشن و تاریخ این رو نشون داده
نکته در مورد این خانم اینه که ایشون قبل از این حرف ها و مطالعه ی اسلام در زمینه ی خاورمیانه مطلب می نوشتن توی روزنامه و علاقه شون به مطالعه در این زمینه به قبل از مطالعه ی اسلام برمیگرده ظاهرا

علی ای حال با شما موافق نیستم اما انکارتون هم نمی کنم.
من غرض ورزی در حرف هاشون ندیدم.
اگر روزی نظرم عوض شد قطعا بهتون خواهم گفت ان شاءالله
صـــا لــحـــه
۲۶ مرداد ۹۷ , ۱۸:۴۷
راستش الان که دوباره کامنت‌ها رو مرور کردم... نمیدونم تونستم منتقل کنم چی میخواستم بگم. احتمالا اینکه حضرت آقا درمورد بنیادگرایی توضیح دادند در واقع به خاطر همین شبهه بود که غربی‌ها ما مسلمانانِ انقلابی‌ رو بنیادگرا نامیدند...
اما یه چیزی برای من جالب بود. اینکه در این ویدئو چقدر حق منحرف شده بود... چقدر جملات استعاری و کنایی بودند... طوری که هیچ حقیقتِ بی‌پرده‌ای رو به ما منتقل نمی‌کرد!
یه چیزی هم بگم: شک لازمه‌ی یقین است جمله‌ی بدی نیست اما ما خودمان بهترش رو داریم: شک معبر خوبی‌است ولی منزلگاه بدی!
این خانم خودش رو شکاک میدونه درحالی که در شک باقی موندن خیلی بده. (میدونم که شما هم با من هم عقیده اید. )
اون چیزی که من رو موقع دیدن این جور کلیپ ها ناراحت میکنه، درهم آمیختگیِِ حق و باطل هست. طوری که کلمه‌ی اول به حق اشاره داره و کلمه‌ی دوم به باطل... مثلِ کتاب های دکتر سروش!
جملاتِ افرادی از این دست باید کلی آنالیز بشه برای مخاطبِ عادی و هیچ فایده ای ندارند جز اینکه حجابِ رسیدن به حقیقت رو براشون غلیظ تر می‌کنند.
امیدوارم یه ذره بیشتر تونسته باشم پیامِ خودم رو منتقل کنم چون متاسفانه اون روز هربار که خواستم درست و حسابی کامنت بذارم بچه نذاشت!

پاسخ :

بی نهایت ممنونم که به فکر بودین...

یاد "ایرج نوذری" افتادم...توی یه برنامه مجری بودن ایشون خیلی سال پیش،بعد حین گفتگو گفتن اتفاقا انیشتین (یا یکی از اندیشمندان غربی،حضور ذهن ندارم)یه جمله ای داره میگه....
فورا مردم تماس گرفتن با برنامه و انتقاد که چرا از انیشتین جمله میگه مگه ما خودمون دانشمند نداریم؟!
گفت: خب این جمله ای که به ذهن من رسید رو انیشتین گفته، بگم ابن سینا گفته؟!

حالا ما هم این جمله رو گفتیم و اون جمله ی شک معبر خوبی ست از شهید مطهری رو هم دقیقا قبلش توی پست "شک یا یقین..." اوردیم، بولدش هم کردیم!
+بله در شک باقی موندن خیلی بده و باهاتون موافقم، اما ایشون حرف شون اینه که میشه در عین شک کردن به ایمان هم رسید و میگن من الان ایمان دارم...

اصلا نمی خوام در مقابل حمله ی شما در مقام دفاع بربیام اما من در هم آمیختگی باطل و حق رو ندیدم حقیقتا
و مزیت این روزهای من شاید نسبت به شما این باشه که من بدون هیچ پیش فرض و جانبداری ذهنی به افراد نگاه می کنم و شاید همین علت تفاوت نگاه ما باشه...ایشون بر خلاف ادعای شما من رو به حقیقت نزدیک تر کردند با حرفاشون و حجاب رسیدن به حقیقت نشدن! 
قائل به پلورالیسم نیستما! محکوم نشم بهش! :)
خورشید ‌‌‌‌
۰۲ شهریور ۹۷ , ۱۸:۴۲
سلام

فقط خواستم بگم ما تا حالا وبلاگتون رو خاموش دنبال میکردیم، از حالا شاید به سخن بیاییم :)
این سوالها و دغدغه ها مدت هاست ذهن ما رو هم درگیر کرده
فقط کاش دوستان یه کم کوتاه تر کامنت بذارند بتونیم همش رو بخونیم :)

با تشکر از همگی :)

پاسخ :

سلام بر شما
و ممنون از حضورتون...چه خاموش و چه روشن


چون بحث می طلبه گاها پاسخ های طولانی هم داده میشه و این لطف دوستانه...و به نظرم ارزشش رو داره
منتظر بحث های شما هم هستیم
خورشید ‌‌‌‌
۰۲ شهریور ۹۷ , ۱۹:۲۶
این کلیپ رو که دیدم یه جستجویی راجع به خانم سخنران داشتم و با توجه به سنشون، ملیتشون، دانشگاهی که تدریس دارند و مهم تر از همه کتابهایی که نوشتند؛ یادِ یه خانمی با مشخصات تقریبا مشابه افتادم که نویسنده ی کتابهایی مثل این کتابها هستند:

https://en.wikipedia.org/wiki/The_Case_for_God

https://en.wikipedia.org/wiki/A_History_of_God

https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad:_A_Biography_of_the_Prophet

https://en.wikipedia.org/wiki/Muhammad:_A_Prophet_for_Our_Time

نکته ای که برای من جالبه اینه که افراد غیر مسلمان چقدر دقیق دین ما رو بررسی میکنند.
جدای از بحث های سیاسی، تاریخی و علمی، به نظرم دغدغه های فردی هم داشتند

پاسخ :

چقدرررر جالب بود...کتاب هاشون رو دیدم
بله همونطور که فرمودین شخصیت این خانم آرمستران شبیه همون خانم هازلتونه.

+ واقعا جالبه...که طرف بخضی عمده ای از عمرش رو صرف شناخت اسلام می کنه...هرچند از نیت این کار ما مطلع نیستیم
و البته نکته ی آزاردهنده در مورد نتایج تحقیقات این افراد اینه که معمولا پیامبر اسلام رو بیش از حد صلح طلب معرفی می کنند و این چه مغرضانه چه غیر مغرضانه عواقبی به بار خواهد آورد...
و باید حواسمون باشه در مواجهه با این افراد دچار وادادگی نشیم...

واقعا ممنونم بابت معرفی ایشون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

به دنبال حقیقت

مَن با یَقین کافِر، جَهان با شَک مُسَلمان...

یا أکرم من اعتذر الیه المسیئون...

شاعری هستم که حقوق می خواند،
یا شاید حقوق خوانی که شاعری بلد است... .
Designed By Erfan Powered by Bayan