فریادِ سکوت

هَرگِز وُجودِ حاضِرِ غایِب شِنیده ای...!؟ مَن دَر میانِ جَمعُ و دِلَم جایِ دیگر است...

۲ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

تفنگت را زمین مگذار...


« بسم ربِّ الشُّهداءِ و الصّابرین »


تفنگت را زمین مگذار در شب خیزِ طوفان ها...
که در راهند گمراهان و گمراهند میزان ها...


هوای "گرگ و میش" دشت از روزی خبر دارد
که در آن نی لبک سودی نمی بخشد به چوپان ها


تفنگت را زمین مگذار این هشدار تاریخ است
که هرجا بوده انسانی کنارش بوده شیطان ها


مسلمان! لا تَخَف! برخیز و معنا کن شهامت را
و لا تَستَوحشوا! حالا که قبل از ما،مسلمان ها...


یکی میثم شد و آتش به پا کرد و بهشتی شد
یکی مختار شد بین حسین و ابن مرجان ها


...


همیشه رفتنش آری به سود خیل بسیاری ست
چه "مالک" باشد از کوفه ، چه "حاج احمد" به لبنان ها*


مجاهدهای سازش گر...رجزخوان های در سنگر
طلبکاران پوچ اندیش...خیل سست ایمان ها


همه امروز باید ماست ها را کیسه می کردند
اگر می بود آوینی اگر بودند چمران ها...


اگر #آتش زده بر #اختیار دوستان،دشمن
ملالی نیست تا هستند مردان دبستان ها


هلا! ای آن که یک عالم نگاهش خیره بر راهت
#تفنگت_را_زمین_مگذار_در_شب_خیزِ_طوفان ها


*حاج احمد متوسلیان را می گویم که از نگاه بعضی ها که بودند و هنوز هم هستند دندانی کرم خورده بود! و اگر بود...
هست...و برمی گردد...ان شاءالله.


پ.ن: برسد به دست طلبکاران پوچ اندیش... !

  • ۷ خواندم و دوست داشتم
  • ۱۵ نگاه
    • یک مسلمان
    • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

    من از حکایت عشق تو بس کنم...؟ هیهات!

    «یا فَخرَ مَن لا فَخرَ لَه»


    ندیده کس مرا در جستجوی هر که بعد از تو

    که بستم چشمهایم را به روی هر که بعد از تو


    جهان گر "زنده" با جنگ است گو باشد! ملالی نیست...

    چه باک این "مرده" را از های و هوی هر که بعد از تو...؟


    تمام شهر دامم باد و هر عشقی حرامم باد

    اگر بودم دمی در آرزوی هر که بعد از تو 


    ندیدی گرچه اما از دو چشم عاشقم امروز

    نگاه ساکتی مانده به سوی هر که بعد از تو



    نرفتم از دلت با طعنه های هر که بعد از من…

    نبودم محرم راز مگوی هرکه بعد از تو…




    پ.ن: از آن شعرهاست که باید گفت "نرسد به دست صاحبش"!

    اگر هم رسید کاش نشنیده بگیرد...خدا را چه دیدی شاید ما هم مصداق  « مَن عَشَقَ و عَفَّ و کَتَمَ فَماتَ، ماتَ شهیدا... »* شدیم!


    پ.ن دوم: 

    من از حکایت عشق تو بس کنم؟ هیهات!             مگر اجل که ببندد زبان گفتارم... !

    # حضرت_سعدی_علیه_الرحمة


    *حدیثی از پیامبر(ص): هرکس عاشق شود و پاکدامنی پیشه کند و عشقش را کتمان کند و در همان حال بمیرد،شهید مرده است!

  • ۸ خواندم و دوست داشتم
  • ۹ نگاه
    • یک مسلمان
    • شنبه ۱۱ آذر ۹۶